|
السلام علیک یا حسن بن علی(ع)
چندی بود که سینه بی قرار سرودن ابیاتی در منقبت مولایم حسن بن علی (ع) بود اما از آن جا که انگار در تکوین عالم غربت را با وجودش سرشته اند هر چه در میزدم دری گشوده نمیشد تا آنکه دوش ساقی سرمست در پیمانه گردانی دستش لغزید و اشکی از مشک نسیب این گوشه نشین گردید و آمد آنچه میخوانید
بزم ناز
امشب تمام عالم بالا سرور بود
بیت شریف فاطمه سرشار نور بود
از بس خدا به حُسن حَسن ناز می نمود
در سینه مبارک مولا غرور بود
بزمی به پا شدست به عرش الهیش
بزمی که سر به سر همه شور وشعور بود
آمد کسی که در وسط کار زار جنگ
سرکرده یلان دلیر غیور بود
در بین دستهای یداللهیش به جنگ
صد ها هزار شیر ژیان کم زمور بود
ای خوش کسی که نعره الله اکبرش
در جنگ نهروان و جمل نفخ صور بود
مظلوم آل فاطمه شد آن دلیر شیر
از بس که شبه مرد به گردش وفور بود
او را به فحش و فضحه گرفتند شامیان
وقتی میان کوچه به حال عبور بود
حتی مذل طائفه مومنان شمرد
او را کسی که چشم دلش کور کور بود
با این همه ، بکاء شدیدش به وقت مرگ
تنها به حال آن سر اندر تنور بود
او روضه خواند و گریه کنش آن قتیل عشق
در این میانه چشم خدا هم نمور بود
( اشک ) از مناقبش بسرودست یا عزا ؟
وقتی به صحن پاک رضا در مرور بود
13 رمضان 1430
صحن گوهرشاد مشهد الرضا (علیه السلام)
|